تبلیغات
وبلاگ دانشجویان دندانپزشکی تبریز 87 - ما از درون زنگ زدیم

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


وبلاگ دانشجویان دندانپزشکی تبریز 87
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390 توسط داوود سخندانی
 
 
اندیشه های ماندگار | ما از درون زنگ زدیم هنرمند فقید مرحوم حسین پناهی را اکثر شما می شناسید. نحوه بازی، رفتار و گفتار خاص وی را به خاطر دارید. اما کمتر کسی است که با اندیشه های این هنرمند آشنایی نزدیکی داشته باشد. به قول خودش که می گفت: مردم فکر می کنند من دیوانه ام، مردم بعد از مرگم می فهمند من کی بودم!
ادامه مطلب یکی از نوشته های ایشونه,برای من که خیلی جالب بود.

ما از درون زنگ زدیم

از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند، خورده شدند؛
آنها که لال مانده اند، می شکنند!
دندانساز راست می گفت:
پسته لال، سکوت دندان شکن است!

من تعجب می کنم
چطور روز روشن
دو ئیدروژن
با یک اکسیژن، ترکیب می شوند
و آب از آب تکان نمی خورد!

بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر، مهر مادر، جانشین ندارد؛
شیر مادر نخورده، مهر مادر پرداخت شد!
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم،
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت؛
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله، بتمرگ!

با اجازه محیط زیست دریا، دریا دکل می کاریم، ماهی ها به جهنم!
کندوها پر از قیر شده اند؛
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته اند تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند؛ چه سعادتی!
داریوش به پارس می نازید، ما به پارس جنوبی!

رخش، گاری کشی می کند؛
رستم، کنار پیاده رو سیگار می فروشد؛
سهراب، ته جوب به خود پیچید؛
گردآفرید از خانه زده بیرون؛
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند؛
ابوالقاسم برای شبکه سه سریال جنگی می سازد؛
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!

صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم؛
از شما چه پنهان،
ما از درون زنگ زدیم!!





طبقه بندی: ادبی، طنز،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک