تبلیغات
وبلاگ دانشجویان دندانپزشکی تبریز 87 - چی فکر می کردیم! چی شد!!!

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


وبلاگ دانشجویان دندانپزشکی تبریز 87
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اسفند 1389 توسط جواد آدی گوزل

تابستان 89 ،25شهریور،ساعت8صبح

وای خدا دیگه چیزی نمونده تا امتحان علوم پایه، این امتحانو بدیم دیگه خیالمون راحته، همه چی تموم می شه و از شر درسای کسل کننده ی علوم پایه خلاص می شیم و درسای اختصاصی رشته ی خودمونو می خونیم. وای اگه اینم پاس شه!!!

مهر89

امتحان علوم پایه به خوبی و خوشی پاس شد. شور و شوق ترم اول بعد علوم پایه،آره اینه! عجب حسی داره،دیگه واقعا دکتر شدیما!!! درسای این ترم عجب اسم باحالی دارن:پروتز کامل1،ترمیمی1،رادیولوژی1،جراحی1و...  .چه حس باحالیه،درسایی که واقعا به درد دندونپزشکی می خورن.

برای ادامه روی ادامه ی مطلب کلیک کنین!

اِه اِه اِه اِه چرا اینجوری پس؟! اینکه نشد گونشولوخ؟!!! مگه می شه آخه؟! چرا اینوقت صبح آخه؟! بابا همون 8صبح خودش زود بود،آخه 7:45هم شد وقت کلاس؟! وقتی می رسیدیم دانشکده فقط نگهبان بود و ما! همه ی استادام که از حضورغیاب دریغ نمی کردن!فقط 4تا غیبت!5تا بشه حذفی!با هیج کسیم شوخی ندارن!

آدم هرکاری می کنه نمی تونه 7:45برسه،ما که باز از گلستان که فقط10دقیقه با دانشکده فاصله داریم،می آییم!وای به حاله فجریا که از اون سر تبریز درست از وسط ناکجاآباد می آن!!! البته ما هم جای خوبی نداریما یه جایی پشت کوه که نه ایرانسل آنتن میده!نه صداوسیما پوشش درست حسابی داره!نگو از وضع اینترنت که با 2kb دانلود می کنیم!!! خلاصه تو عصر ارتباطات داریم مثل سرخ پوست های هزاران سال پیش از دودآتش برای برقراری ارتباط استفاده می کنیم!

بگذریم که داریم از موضوع دور می شیم!

اولین درس عملی بعد علوم پایه، پروتزکامل1عملی، درسی که همه حس می کردیم دکتر شدیم.همه با یه شور و شوق خاصی شروع کردیم به خریدن وسایل دندونپزشکی تا بریم به سوی دکتر شدن!!!

وسطای ترم،توی اتاق گچ،تا زانو توی آب،از سر تا پا هم زیر گچ!این بود دکتری!!! بابا فکر کردیم اومدیم دندونپزشک بشیم نه بنا و گچ کار!

هی قالب بگیر،هی گچ بریز،هی تریم کن،هی استاد تایید نکنه!هی از اول شروع کن! وای که چقدر غم انگیزناکه!!!

هیچ کتابی هم نبود که آدمو راهنمایی کنه.خیلی وقتا به سرم می زد کتابی با عنوان"اصول بنایی و گچ کاری در دندانپزشکی" بنویسم ولی شرایطم مساعد نبود،آخه وسط گچا گیر کرده بودم!!!

خدارو شکر این ترمی که با اونهمه شوق اومدیم و دیدیم قضیه یه چیز دیگس!بیشتر از یک ماه طول نکشید!!!

شروع کردیم به دادن امتحانا.هی خوندیمو،خوندیمو،خوندیم آخرشم به زور با 12پاس کردیم!آخه مصیبت دیگه اینجاس که پاسی 12ه.از 1تا10 یه مصیبت بزرگه،از 10تا12 خودش سه برابره اون مصیبته.خیلی بده که آدم با نمره ای بین 10تا12 بیفته.من تجربه کردم خیییییییییییلی بده!!! صبح تا شب نسکافه بود که تو شکممون پر می کردیم، هی می خوندیمو می خوندیم،آخه مگه تموم می شه لامصب!سه ماهم امتحان می شه آخه؟! آخر آخرا دیگه همه بریده بودن! بعضی ها افسرده شده بودن،بعضی ها روانی شده بودن،بعضی هام که می رفتن امتحانو حذف می کردن!

وای که این ترم وحشتناک چقدر تلفات داشت!

ولی با این حساب بودن کسایی که 20-19 می گرفتنو اون لب مرزی هارو از شیفت محروم می کردن! بابا حداقل 18بگیرین،خیلی ها هستن که با 2نمره شیفت پاس می شن!!!

خلاصه چی فکر می کردیم!چی شد!!! تو این ترم ما بنا شدیم!گچ کارشدیم! افسرده شدیم! روانی شدیم! حتی یه ذره هم دندونپزشک نشدیم. دلم واسه علوم پایه تنگ شده!

*قابل توجه دانشجویان علوم پایه: قدر علوم پایه رو بدونین، این ور مرز هیچ خبری نیست!!! به شوق حلیم اومدیم حلوا دادن!!! روپوش پوشیدن تو بوفه هیچ حالی نداره به خدا! با روپوش حتی به ما ناهارم نمی دن!!!

سعی کردم هیچ کسو مستقیم مخاطب قرار ندم. اگه ناخواسته اینجوری شده من معذرت می خوام.

J.Goodname





طبقه بندی: کلاس، طنز،
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک